تبليغاتX
:: ادبیات ایران ::

ادبیات ایران

قطعه های ادبی بزارگان ایران



سایه به سایه

رو به رو

هق هق گریه و سکوت

رفت

جدا شدم از او

تکه به تکه

بند بند

قلب منو صدای او

آه خدا
دلم کجاست

له شده زیر پای او

غم در خانه میزند

گریه امان نمیدهد

باز کنید

بازه ,باز

دوست به
خانه میشود

سهم من است از عاشقی

شمع و شب و غم و سکوت

ستاره های بی فروغ

دست نکش به صورتم

دست نکش به صورتم

به خون نشسته اشک من

آه خدا
دلم شکست

تکه به تکه

بند بند

پاره به پاره میرود

+نوشته شده درشنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 15:20 توسط ناهید |