تبليغاتX
:: ادبیات ایران ::

ادبیات ایران

قطعه های ادبی بزارگان ایران



اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛

عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ...

.عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛

عشق يعني كوشش بي ادعا .....

عشق يعني مهر بي اما اگر ؛

عشق يعني رفتن با پاي سر ....

.عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛

عشق يعني جان من قربان اوست ...

.عشق يعني خواندن از چشمان او ؛

حرفهاي دل ولی بی گفتگو .....

عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛

عشق يعني بوسه بي شهوتي .....

عشق ، يار مهربان زندگي ؛

بادبان و نردبان زندگي .....

عشق يعني دشت گلكاري شده ؛

در كويري چشمه اي جاري شده ....

.يك شقايق در ميان دشت خار ؛

باور امكان با يك گل بهار ....

.در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛

عشق تاب آخرين برگ درخت ....

.عشق يعني روح را آراستن ؛

بي شمار افتادن و برخاستن

عشق يعني زشتي زيبا شده ؛

عشق يعني گنگي گويا شده ....

.عشق يعني مهرباني در عمل ؛

خلق كيفيت به زنبور عسل ....

.عشق يعني گل به جاي خار باش ؛

پل به جاي اينهمه ديوار باش ....

.عشق يعني يك نگاه آشنا ؛

ديدن افتادگان زير پا ......

عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛

عشق يعني ماهي راهي شده .....

عشق يعني آهويي آرام و رام ؛

عشق صيادي بدون تير و دام .....

عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛

عشق يعني گل به روي شاخه ها ....

.عشق يعني از بديها اجتناب ؛

بردن پروانه از لاي كتاب

 

+نوشته شده دریکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 11:51 توسط ناهید |